سديد الدين محمد عوفى

655

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كه بخرند نه از براى آنها « 1 » كه بخورند . حكايت ( 13 ) آورده‌اند كه به سمع امير المؤمنين هارون « 2 » رسانيدند كه ناطقى از معاريف « 3 » بغداد است كنيزكى دارد در غايت حسن و لطافت و « 4 » نهايت جمال و ظرافت ، و با زيبايى و « 5 » دلربايى « 6 » آوازى خوش دارد و قرآن خوش « 7 » خواند . هارون الرشيد فرمان داد تا ناطقى « 30 » كنيزك را به خدمت فرستد تا اگر پسند آيد بها تسليم كرده « 8 » شود . ناطقى با چشمى « 9 » گريان و دل بريان « 10 » به خانه درآمد ، كنيزك از حال او « 11 » سؤال كرد . ناطقى « 12 » گفت : كارى افتاده است كه به جانم از آن « 13 » خطر است . گفت : چيست ؟ گفت : امير المؤمنين ترا از من خواسته است . اگر به اختيار « 14 » نفرستم به تغلب ترا از من « 15 » بستاند ، و مرا از حيات بىجمال تو لذت نباشد « 16 » . كنيزك گفت : سهل است ، اگر اين كس اهل است « 17 » چنان سازم كه دل تو از اين « 18 » غم بپردازم . ناطقى كنيزك را « 19 » به خدمت امير المؤمنين « 20 »

--> ( 1 ) - مج : برتر از انهاست ( 2 ) - فا : مأمون ( 3 ) - مپ 2 و مج : معارف ( 4 ) - متن : كه ( 5 ) - متن و مپ 2 - و با زيبايى و ( 6 ) - مپ 2 - دلربايى ( 7 ) - مج : نيكو ( 30 ) - مپ 2 + آن ( 8 ) - مج - كرده ( 9 ) - مج : چشم ( 10 ) - مپ 2 - با چشم گريان و دل بريان ( 11 ) - مج - او ( 12 ) - مپ 2 - كنيزك از حال او سؤال كرد ناطقى ( 13 ) - مپ 2 : جانم در ( 14 ) - مپ 2 + ترا ( 15 ) - مپ 2 - ترا از من ( 16 ) - مپ 2 - و مرا از حيات . . . نباشد ( 17 ) - مپ 2 + و من ( 18 ) - مپ 2 - اين ( 19 ) - مج - را ( 20 ) - مپ 2 - به خدمت امير المؤمنين ، مج : هارون الرشيد